أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
289
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
اين باشذ ، و هر يك را است از شما تعبير خواب شما ، اگر راست و اگر دروغ . « وَ قالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا » يوسف گفت آن را كى بعلم و يقين دانست كى او نجاة يابذ از ايشان هر دو از هلاك شدن « اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ » مرا نزد سيّد خوذ ياذ كن يعنى ملك ، و قل له انّ في السّجن غلاما حبس ظلما ، و او را بگو كى غلامى را بظلم در زندان كردهاند « فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ » در ضمير دوگانه دو قول است : أول آنست كى عايد است با ساقى ، و دوم آنست كى هر دو عايد است با يوسف . و درين معنى حديثي از رسول - صلّى اللّه عليه و آله - روايت مىكنند 2155 انّه قال : رحم اللّه أخي يوسف لو لم يقل اذكرني عند ربّك لما لبث في السّجن سبعا بعد الخمس . معنى حديث : ( 575 ) يعنى رحمت خذا بر براذرم يوسف باذ ! اگر نگفتى : « اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ » ، مرا نزد سيّد خوذ ياذ كن ، هفت سال پس از پنج سال در زندان نماندى . « فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ » گفتهاند : انسى الشيطان يوسف ذكر اللّه حتى استعان به غير اللّه . مصنّف كتاب گويذ : اين معنى خلاف نصّ است زيرا كى ما قبل آيت تقرير مىكنذ و بر تكذيب اين مفسّر گواهى صريح مىدهذ ؛ « وَ قالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ » يعنى يوسف گفت شراب دار را - كى ميدانست كى او ناجى است - : مرا نزد سيّد خوذ ياذ كن « فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ » شيطان فراموش گردانيذ او را كى يوسف را نزد سيّد خود ياذ كنذ ؛ پس ضمير دوگانه راجع با شرابدار بوذ ، نه با يوسف ، كى ساحت يوسف - عليه السّلم - از آن عظيمتر است كى شيطان خذا را بر وى فراموش گردانذ . « فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ » اى مكث و بقي فيه ، در زندان درنگ كرد و بماند « بِضْعَ سِنِينَ » سبع سنين ، هفت سال ؛ و گفتهاند : بعد از خواب هفت سال در زندان بماند و پيش از آن پنج سال در زندان بوذ ؛ و گفتهاند : « بضع سنين » پنج سال است ( 576 ) ؛ و « البضع » نيف ما بين الثلاثة الى العشرة و هو الاصحّ ، و « بضع » از سه تا ده بوذ ؛ و اصحّ اين است ؛ و گفتهاند : از سه تا پنج ؛ و گفتهاند : تا هفت ؛ و گفتهاند : تا نه ؛ و هي بضعة من الدّهر اى قطعة منه . « وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ » اى رأيت في المنام كأنّى [ ارى ] سبع بقرات ، من در خواب ديذم كى گويى من در خواب ديذم كى هفت گاو فربه .